خلبان:چيزي كه تو مي بيني همان مورچه است چون ما هنوز پرواز نكرديم!!!!!! اگه جک خواستی روی ادامه مطلب کلیک کن
يك روز كبريتي سرش را مي خاراند، آتش مي گيرد
مادر : علي بيا اسفناج بخور آهن دارد
علي : آخر مادر جان الان آب خوردم مي ترسم زنگ بزنم![]()
معلم: بگو به غير از اكسيژن چه چيزهايي در هوا وجود دارد؟
شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه، ....... !!!!![]()
معلم: چند وقت است كه حمام نرفتی شاگرد: از موقعي كه اميركبير در حمام كشته شد.
يك نفر مغازه بادكنك فروشي باز مي كنه ولي بعد از مدت كوتاهي ورشكست مي شود، چون بادكنكهايش را به شرط چاقو مي فروخت.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تلويزيون داشت گل خدادداد عزيزي را به استراليا نشان مي داد. دو سه بار كه صحنه گل زدن را آهسته نشان دادند، تماشاچي عصباني ميشود و ميگه: حالا اينقدر نشان بده تا يكدفعه دروازه بان اون را بگيرد
گرگه ميره در خونه شنگول و منگول را مي زند و مي گويد،در را باز كنيد منم منم مادرتون غذا آوردم براتون
بزبزكها مي گويند: برو گرگ ناقلا ما آيفون تصويري داريم!!
اتوبوسي آرام از سرازيري پايين مي آمد و مردي بدنبال آن مي دويد. يك نفر گفت: فكر نكنم بتوني بهش برسي ، مرد جواب داد: دعا كن كه برسم، چون راننده اتوبوسم.
